مصاحبه مایکل جکسون با مجله گلد

مایکل جکسون افسانه موسیقی است . با اشاره به یک دوره جدید او در راهی است تا یک ستاره هالیوودی بشود .او با گزارشگر گلد مصاحبه کرد.
مایکل جکسون سلطان پاپ است . مردی که پر فروش ترین آلبوم تاریخ را ساخته . مردی که رقص او و صدای او به هر انسانی از هر گوشه دنیا رسیده ،از جانسبرگ تا جاگارتا،ازلندن تا لائوس . اما او همچنین یک معماست .یک کودک بابرادرانش در جکسون فایو که از خانواده ای بااستعداد بی اندازه می آید. کوچکترین پسری که در گروه برای خودش بزرگترین موفقیت را حک کرد.او کودکی بود که به مشهور ترین انسان بدل شد .او می خواهد خودش را به یک ستاره فیلم بدل کند ،با وجود شهرت او،با وجود چهره ای که برای هنر های نمایشی خلق و ساخته شده.
تغریبا از زمانی که او راه رفتن را یاد گرفت جکسون به خاطر شهرتش کمرو بود.ممکن است گروهی از طرفدار ها و عکاس ها بعد تز این که او از مکان های عمومی بیرون می آید او را احاطه کنند . اما او به شدت مردی محرمانه است .کسی که با خانواده اش در سرزمین افسانه ای نورلند در کالیفرنیا زندگی می کند . در این مصاحبه او با صداقت در باره ی شهرت،مشکلات ستاره بودن در دوران کودکی و... صحبت می کند.

گزارشگر:آیا تو خودت را بیشتر به عنوان یک موسیقی دان یا یک مدیر اقتصادی یا یک خواننده می بینی؟
مایکل جکسون: شاید همه آن ها .برای این که من عاشق خواندن هستم من همیشه عاشق خواندن خواهم بود . من عاشق این هستم که برده ریتم باشم ، زیرا رقص تفسیر موسیقی است و همراهی کننده نوازندگان .
تو صدا می شوی ، تو بیس می شوی ، تو همان چیزی می شوی که می شنوی و تو آن را بدنت انجام می دهی . اما من تلاش نمی کنم آن را خیلی بالا ببرم در باره ی تمام چیزی که تو درباره ی آینده ات فکر می کنی. بسیاری از بزرگترین اجرا کننده ها شما را در گذشته می بردند،و آن را با تنهایی و غم و شکست و نابودی به پایان می رساندند.
من همیشه به خودم گفته ام هرگز نمی خواهم این راه را بروم و من برای شغلم سخت ترین تلاش را می کنم .از خودم همایت می کنم ،با ثروتم سرمایه گذاری و تجارت می کنم .چه کسی می داند فردا چه خواهد شد .بنا براین شما باید بتوانید از خودتان همایت کنید .
گزارشگر: آیا تو دوست داری به عنوان یک اجرا کننده به خاطر سپرده شوی؟
مایکل جکسون : من عاشق سینما و هنر هستم .یک معمار یک اجرا کنند است .کسی که یک کشتی می سازد یک اجرا کننده است .او می داند کجا شیب ها را بسازد.
و انتظار بزرگ زمانی است که شما بالا می روید ...او باعث می شود شما بروید .خدای من! زمانی که شما بالا می روید قبل از این که به پایین بیایید .این دقیقا ساختاری مثل یک نمایش یا یک رقص دارد .
گزارشگر: شناخته شده ترین ستاره دنیا شدن برای تو مشکلی ایجاد نمی کند؟
مایکل جکسون : هیچ جایی در دنیا وجود ندارد که من به آنجا بروم و برای خودم خلوتی داشته باشم . چیزی که بیشترین آزار را می تواند به شما برساند این است که خلوتتان را از شما بگیرند تا آن را احمقانه نشان بدهند . شما در یک تنگ ماهی زندگی می کنید .اما این حقیقت است. من لباس مبدل می پوشم تغییر قیافه می دهم .مردم همه این را می دانند.این خیلی سخت است ،خیلی سخت .
گزارشگر: چه نوع تغییر قیافه ای؟
مایکل جکسون: لباس های بیس بال ، دندان های مصنوعی، عینک ،گریم و هر چیزی فقط برای نشستن بین مردم و تجربه آن. مسیری که مردم طی می کنند یک نمایش است، من می خواهم آن چه آن ها احساس می کنند را احساس کنم.
گزارشگر: آیا آن ها به تو پی برده اند؟
مایکل جکسون : گاهی اوقات بله .در ابتدا نه .آن ها شروع می کنند به چشم های من ، بعد من عینک می گذارم ،سپس آن ها از پشت عینک به چشم های من نگاه می کنند. دختر ها خیلی زرنگ هستند . تو می توانی یک نفر را سریع تر از یک دختر فریب دهی .فقط خانم ها می توانند بفهمند آن ها می دانند تو چگونه بدنت را تکان می دهی چگونه راه می روی،چگونه رفتار می کنی ،من می شنوم که می گویند " نگاه کن چگونه دستش را حرکت می دهد . نگاه کن چگونه راه می رود" و من فکر می کنم اوه ! نه.
گزارشگر: اگر تو برای یک روز در لندن نا مرئی بودی چه کار می کردی؟
مایکل جکسون : اوه پسر من دوست دارم به چه کسی پس گردنی بزنم ؟بگذار ببینم ] می خندد[ من فکر می کنم باید یکی از خبرنگار های تبلوید ها را پیدا کنم و به [ass] او لگد بزنم .شیوه ی مونواک .من واقعا دوست دارم آن ها را با اسکوتر های کوچکشان که با آن به هر طرف می چرخند و با دوربین هایی که در دست هایشان است بزنم . آن ها واقعا رنج آورند . من اول به سراغ آن ها می روم. بله.آن ها تو را دیوانه می کنند . تو نمی توانی از دست آن ها فرار کنی این وحشتناک است .
گزارشگر : چه کسی به تو بیشترین حرفه را الهام کرده ؟آیا می توانی باز گو کنی؟
مایکل جکسون :شاید والت دیزنی برای این که وقتی من 5 ساله بودم در دنیای بزرگسال ها بزرگ شدم . من روی صحنه بزرگ شدم ،من در کلوپ های شبانه بزرگ شدم .من وقتی هفت یا هشت ساله بودم در کلوپ های شبانه بودم . من دختر های رقاصی را می دیدم که تمام لباسهایشان را در می آوردند .من دعواها و زد و خورد ها را می دیدم ،من مردمی را می دیدم که همدیگر را نابود می کردند ،من بزرگسالانی را می دیدم که مثل یک خوک رفتار می کردند. این دلیلی است که من امروز از این کلوپ ها متنفرم .من دوست ندارم به کلوپ ها بروم .من قبلا این ها را می دیدم ،من مجبور بودم آن جا باشم .
این دلیل تاوانی است که من به خاطر آن چه در گذشته انجام ندادم دارم پس می دهم . بنا بر این وقتی شما به منزل من می آیید خواهید دید که من شهربازی دارم،من سالن تئاتر دارم،حیوانات مختلفی دارم،من عاشق حیواناتم فیل ها، زرافه ها، شیرها، ببرها،خرس ها وانواع مختلف مار ها ،من تمام چیز ها ی فوق العاده ای را که در کودکی نداشتم به دست آوردم .
برای این که ما آن چیز ها را نداشتیم .ما خواب کافی نداشتیم .ما مدرسه نداشتیم ،وقتی در تور بودیم معلم خصوصی داشتیم من به یک مدرسه دولتی نرفتم .ما این را برای دو هفته آزمایش کردیم و این جواب نداد .این خیلی سخت بود.بزرگ شدن یک بچه مشهور خیلی سخت است.خیلی کم اتفاق افتاده که یک کودک ستاره به یک بزرگ ستاره تبدیل شود.این خیلی سخت است.
من در مورد شرلی تمپل حرف می زنم من در سانفرانسیسکو او را دیدم .سر میز او نشستم و من به سختی گریه کردم .او گفت چه شده مایکل ؟من گفتم : من تو را دوست دارم .من نیاز دارم بیشتر کنار تو باشم .او ادامه می داد : تو یکی از ما نیستی؟ من گفتم :بله هستم . یک نفر گفت منظور تو چیست؟ او گفت : مایکل می داند که من چه می گویم . و من دقیقا چیزی که او گفت را می دانستم .
آن جا بودن به عنوان بک کودک ستاره ، موفق بودن در ساختن آن موقعیت ،مشهور بودن به عنوان یک انسان بالغ خیلی سخت است . وقتی تو یک کودک ستاره شوی مردم نمی خواهند که تو بزرگ شوی .آن ها می خواهند که تو برای همیشه کوچک باشی -مردم نمی خواهند که تو بعد از آن کار کنی این خیلی سخت است .
گزارشگر:بیشتر در مورد علاقه مندی خودت به پارک ها و گردشگاه ها توضیح بده
مایکل جکسون :موضوع مورد علاقه من در مورد پارک ها .من نظر نسبتا خوبی در مورد آن دارم .برای این که من به جاهای بسیاری از دنیا سفر کرده ام .من عاشق این هستم که ببینم مردم با خانواده هایشان دور هم جمع شده اند من لذت می برم. من در مورد آن ها مطالعه می کنم .من نمی توانم در ساعت های عادی به آن پارک ها بروم من بعد از چند ساعت به این پارک ها می روم .
گزارشگر: من شنیده ام که تو چند ایده در مورد ساخت گردشگاه ها در لاس و گاس داری .
مایکل جکسون :من پروژه های زیادی در لاس و گاس انجام داده ام .یکی از کارها یی که آنجا انجام داده ام این است که ،محدودیت ها را از بین بردم ،برای این که وقتی من یک پسر کوچک بودم،من بزرگتر از هشت سال نبودم ،من و برادرانم به لاس و گاس می رفتیم.در آن موقع بچه ها نمی توانستند به کازینو ها بروند ،پس ما در اتاق هایمان می ماندیم خسته شده بودیم و هیچ کاری برای انجام دادن نداشتیم ،با وجود این که هر کسی نیاز دارد بازی کند .در آن موقع در لاس و گاس فقط یک مکان برای کودکان وجود داشت.اسمش بود سیرک-سیرک.آن جا هتلی بود که دلقک ها و شامپانزه ها در آن نمایش های کوچک انجام می دادند.وقتی من بزرگتر شدم ما در آن جا خیلی بازی کردیم.ما خیلی وقت ها آن جا اجرا می کردیم.
و من درباره ی آن فکر کردم و گفتم :"این انصاف نیست که در آن جا هیچ جایی برای کودکان وجود ندارد . و من شروع کردم به دادن ایده های زیادی به دارندگان هتل ها .و حالا آنجا به یک مکان تفریحی خانوادگی تبدیل شده.
گزارشگر: شخص مورد علاقه تو کیست؟
مایکل جکسون :من عاشق انسان هایی هستم که به زمین و بشر شادی و خوشحالی می بخشند .انسان های روشنی بخش.از والت دیزنی تا گاندی از ادیسون تا مارتین لوتر کینگ این ها انسان هایی با روشنی هستند ،انسان های که واقعا به کودکان اهمیت دادند .خانواده ها را دور هم جمع کردند وعشق چیزی که من تلاش می کنم در موسیقی ام و در ترانه هایم بگویم.اگر شما به یکی از کنسرت های من بیایید ،به یکی از نمایش های من بیایید شما دویصت هزار نفر را می بینید که شمع در دست گرفته ، می گویند: ما می خواهیم دنیا را نجات دهیم و ما عاشق تو هستیم .
من این را در سراسر دنیا دیده ام از روسیه تا آلمان ، از رمانی تا آفریقا از آفریقا تا امریکا .آن ها در یک جا شادی می کنند ، عکس می گیرند .
گزارشگر: فرد استیر دوست تو بود؟
مایکل جکسون:بله ، فرد استیر همسایه من بود . وقتی سوار موتور اسکوتر می شدم می خواستم او را ببینم .وقتی یک پسر کوچک بودم او به من می گفت: "توستاره بزرگی خواهی شد" او به من می گفت:من فکر می کنم تو اجرا کننده افسانه ای هستی و او همیشه به من می گفت : تو بهترینی ومن باید به او می گفتم :نه تو بهترینی
من اولین باری که مونواک را اجرا کردم رابه یاد می آورم .فرد به منزل من زنگ زد او داشت از پشت تلفن فریاد می کشید او به من گفت: ای بهترین اجرایی بود که تا به حال دیدم او گفت:"مایکل تو آن ها را روی صندلی هایشان میخ کوب کردی تو جهنم یک اجرا کننده هستی .تو جهنم یک رقاص هستی ." من گفتم : خواهش می کنم به هیچ پاداشی نیاز ندارم . من به خاطر آن اجرا نامزد جایزه Emmy شدم ولی آن را نگرفتم این اهمیتی برای من نداشت برای این که فرد استیر گفت:من عاشق اجرا تو ام و این تمام پاداشی بود که من نیاز داشتم.
گزارشگر:اگر می توانستی با کسی کار کنی زنده یا مرده او که بود؟
مایکل جکسون: اگر من می توانستم با کسی کار کنم آن شخص چارلی چاپلین بود کسی که من او را خیلی دوست دارم همچنین لورنس الیور که واقعا یک نابغه بود فکر می کنم این دو نفر همچنین پادشاه براندو.
گزارشکر:سال گذشته شما با هم یک فیلم کوتاه ساختید you rock my world با همکاری مارلون براندو .کار کردن با او چگونه بود؟
مایکل جکسون:براندو یکی از بهترین دوستان من است .او خیلی زیاد شبیه من است .او به جاهای زیادی نمی رود .او به نورلند یا به منزل من در مول هلند درایو می آید یا به تاهیتی می رود پسر او بیش از بیست سال است که برای من کار می کند و پسر دیگر او در مدرسه خصوصی با من همکلاس بوده. او خیلی بزرگ است .شما می بینید براندو با هوش است وقتی با من کار می کند همیشه می گوید"من می دانم کدام دکمه را فسار دهم تا احساسات را از تو بگیرم " او به خوبی من را می شناسد .به خوبی می داند که چگونه مرا از مشکلات بیرون بیاورد بنابراین چیز هایی به من خواهد گفت که من پیشرفت کنم .
او نابغه است .پادشاه است .او آخرین باقیمانده آن نسل است او یک مرد برلیانی است یک انسان دوست داشتنی .من او را دوست دارم و او دوست خوب من است.
گزارشگر:تو در مردان سیاه پوش 2 درخشیدی آیا کار کردن در آن لذت بخش بود ؟
مایکل جکسون:پروژه مردان سیاه پوش خیلی جالب بود برای این که من خودم را به عنوان یک شخص جدید معرفی کردم .
گزارشگر :از ویدیو تریلر مشخص است که تو علاقه شدیدی به هنر های بصری داری .
مایکل جکسون:کارهایی مثل این و آن را من برای هدایت خودم انجام می دهم .یا کارکردن به دقت با کارگردان.ما با هم کارکردانی می کنیم ، ایده می دهیم،اگر شما ghosts را ببینید میگوید نوشته مایکل جکسون و استفان کینگ .استفان و من آن را پشت تلفن نوشتیم .او یک انسان دوست داشتنی است،او شگفت انگیز است ما آن را پشت تلفن نوشتیم فقط با هم حرف میزدیم
گزارشگر: در صنعت سینما چه کسی را بیشتر از همه تایید می کنی؟و چرا؟
مایکل جکسون: من رابرت دی نیرو را خیلی دوست دارم من فکر می کنم او یک بازیگر همه کاره است او می تواند همه چیز را از یک نویسنده اجرا کند از کشیش تا انسان ناخوش ،قاتل،احمق،یک عموی فریبکار،تا همه چیزو البته هر رقاص فوق العاده ای
گزارشگر:می خواهی کدام زن تو را راهنمایی کند و به تو ایده بدهد؟
مایکل جکسون:یک بازیگر زن؟]میخندد[ من وتو باید با هم یک فیلم بازی کنیم .اجازه بده بازی کنیم!من باید آن را دوست داشته باشم...
گزارشگر:صحبت هایی در مورد رفتن تو به کره ماه برای انجام دادن راه پیمایی فضایی ( moonwalk)بود آیا این واقعیت دارد؟
مایکل جکسون: ]میخندد[ این حقیقت دارد. این یک شایعه نیست . من آن را خواهم گفت.
گزارشگر:تو کاتالوگ بیتلز را به وسیله ی ام سی کارتنی گرفتی .در مورد این توضیحی نداری؟
مایکل جکسون :نه من این کار را نکردم .او این کار را نکرد.کاتالوگ را برای فروش گذاشته بودند من هم آن را دوست داشتم و خریدم مثل خریدن یک اثر هنری ]کاتالوگ بیتلز یک میلیارد دلار ارزش دارد[
گزارشگر:بیشتر در مورد علاقه ات به خیریه کودکان بگو.تو از چه سازمان هایی همایت می کنی؟
مایکل جکسون :من یک سازمان خیریه برای کودکان دارم که خودم آن آن را ساختم نام آن Heal the world (دنیا را نجات بده) است و هر کنسرت و اجرایی که من دارم تمام مبلغ آن را به Heal the world می دهم ،پرورشگاه ها بیمارستان ها کودکانی که نیاز به ریه یا کبد دارند .شما خواهید فهمید،شما روزی به عمل جراحی نیاز پیدا خواهید کرد.وقتی من کنسرت برگزار می کنم ،در تورها از بسیاری از پرورشگاه ها و بیمارستان ها دیدن می کنم. ما] Heal the world [ دوازده ساله شدیم -ما جعبه های خیلی زیادی از اسباب بازی ها پوستر های مایکل جکسون و چیز های مختلف دیگری دریافت می کنم .آن ها عاشق این هستند .
گزارشگر :دوست داری در زندگیت بیشتر از همه به چه چیزی برسی ؟
مایکل جکسون:من هیچ وقت راضی نمی شوم .راه های بسیاری وجود دارند که من می خواهم آن ها را طی کنم و کار های بسیاری وجود دارند که من می خواهم آن ها را طی کنم و کارهای بسیاری وجود دارند که من می خواهم آن ها را انجام دهم. من کار های بسیاری انجام داده ام ولی فکر نمی کنم این کافی است برای همین است که من جوایزم را در منزلم نمی گذارم .شما هیچ جایزه ای در منزل من نخواهید دید .من همه ی آن ها را کنار گذاشته ام .برای این که اگر آن ها را از خودتان بگیرید در شما احساسی شکل می گیرد .من آن را انجام دادم .قله های خیلی خیلی زیادی برای برای فتح کردن وجود دارد .
گزارشگر:اگر یکی از فرزندانت پیش تو بیاید و بگوید ."پدر من می خواهم یک ستاره پاپ بشوم" بهترین نصیحتی که تو می توانی به او بدهی چیست؟
مایکل جکسون:بهترین نصیحتی که من به آن ها می دهم کارهای بسیار زیاد و سخت و آماده بودن است برای این که همیشه راحتی در کار نیست .برای بزرگترین ستاره شدن برای بزرگترین هدف را داشتن شما باید مثل یک کرگدن پوست کلفت باشید.
تبلوید ها حرامزاده هستند و شماباید مثل کرگدن پوست کلفت باشید تا با این تفکر مریض سر و کار داشته باشته باشید.آن ها فقط این را به خاطر فروختن روزنامه ها انجام می دهند برای این که خبر های بد به فروش می روند نه خبرهای خوب .آن ها واقعا از خودشان می سازند . اگر خبری نداشته باشند از خودشان درست می کنند من چیزی که تبلوید ها چاپ می کنند نیستم .نه مثل آن نیستم .آن ها دیوانه اند آن ها نادانند .من همیشه به طرفدارانم گفته ام با هم تبلوید ها را آتش بزنیم بگذارید با هم یک کوه بلند از تبلوید ها بسازیم و آن را آتش بزنیم.طرفدارهای واقعی من می دانند که این آشغال ها حقیقت ندارند .آن ها می دانند .آن ها باهوشند .
گزارشگر:آیا تا به حال خواسته ای فیلم بسازی ؟اگر خانواده تو موسیقی دانان موفقی نبودند آیا می خواستی این کار را زود تر انجام دهی ؟
مایکل جکسون :من همیشه می خواستم فیلم بسازم اما تور ها باعث می شد که نتوانم .برای همین من می خواهم بعداز سال ها فیلم بسازم . من می خواهم شش فیلم بزرگ بسازم و سپس من یک تور انجام خواهم داد و بعد از آن فیلم های بیشتری می سازم.
گزارشگر: چه ایده ای برای فیلم ها داری؟
مایکل جکسون:من ایده هایی برای فیلم ها دارم ،حرکت ها و رقص هایی که مردم هرگز ندیده اند .من فقط نمی خواهم مردم را غافلگیر کنم برای همین است که من دارم یک کمپانی تولید فیلم می سازم ،من خیلی خوشحالم .این همان چیزی است که ما با نورلند انجام می دهیم من می خواهم خلق کنم و بازی کنم .
گزارشگر:کمی در مورد ایده فیلم تو(گرگینه) توضیح بده .
مایکل جکسون : من هنوز فیلمنامه گرگینه را نخواندم .این یکی از فیلم هایی است که ما می خواهیم بسازیم و من به خاطر آن هیجان زده هستم .من از کار کردن با سامی لی خیلی خوشحالم ]نویسنده موسیقی کسی که به تازگی درفیلم های جکسون دیده شده [ ما داریم با هم پروژه های فوق العاده ای در فیلم انجام می دهیم ...و من خیلی هیجان زده هستم .
گزارشگر:گرگینه اولین فیلم شما خواهد بود؟
مایکل جکسون: تا آن جا که من می دانم جدول برنامه می گوید گرگینه اولین فیلم خواهد بود ، فیلم جالبی خواهد شد من می خواهم واقعا ترسناک باشد .ریچ بکر می خواهد جلوه های ویژه را انجام دهد .او هفت جایزه آکادمی دارد .ریچ هم به خاطر این موضوع خیلی هیجان زده است .او گرگینه امریکایی در لندن را ساخته .او یک اسکار گرفته. اوگفت :"مایکل!این ها هیچ چیز نیست" این ها در مقابل کاری که او انجام می دهد چیزی نیست. او می خواهد فرا تر از این برود .او تمام فیلم های ادی مورفی همچنین نانسی ،کلامپس،پروفسور ناتی،و همه مردان سیاه پوش را ساخته
گزارشگر:به من بگو دوست داری چگونه به خاطر سپرده شوی ؟
مایکل جکسون :چگونه به خاطر سپرده شوم ؟ به عنوان کسی که آمد و به جهان روشنی بخشید .کسی که راه سیاست را نرفت ، همچنین صدایی برای بی صدایی کودکان برای این که من عاشق آن ها هستم ،من برای کودکان زندگی می کنم ،اگر این گونه نبود خودم را از بین می بردم .یک کودک، یک بچه ، شگفت انگیز است .آن ها استعداد های کوچکند ،نابغه های کوچک .واقعا هستند.
گزارشگر:آیا از پدر بودن لذت می بری ؟
مایکل جکسون : پدر بودن علاقه من است ، من عاشق این هستم . عاشقش هستم .
گزارشگر: من یک روز وقتی دخترت خواب بود دیدم که او را بالا بردی .تو فقط او را بالا بردی .من خوشحالی را در چهره تو می دیدم...
مایکل جکسون: من عاشق آن ها هستم خانواده جکسون فرزندان زیادی دارند .من برادر زاده ها و خواهر زاده های زیادی دارم.ما خیلی زیاد هستیم
گزارشگر:رابطه تو با خواهر ها و برادرانت چگونه است ؟
مایکل جکسون:من عاشق برادر ها و خواهرهایم هستم.وقتی من با آن ها هستم ما می خندیم . مثل یک ویرایش جدید از خودتان است .ما شوخی می کنیم می خندیم و در مورد گذشته حرف می زنیم . ما به اندازه ای که می خواهیم دور هم نیستیم .ما خیلی مشغله داریم .همه ما در کار نمایش هستیم .ما همیشه مشغول انجام دادن کاری هستیم .اگر من در شهر هستم ،جانت بیرون از شهر است اگر همه ما این جا هستیم ،برادرم جای دیگری است .همه مشغول کار هستند .
گزارشگر:آیا تو یک مرد خانوادگی هستی؟دوست داری با خانواده ات چه کارهایی انجام دهی؟
مایکل جکسون: خانواده من ؟ فرزندانم؟ ما دوست داریم دور هم بنشینیم . با هم حرف بزنیم.به طرف هم بالش پرت کنیم . ما کنار دریاچه می نشینیم .من آن ها در منزلم هر روز برای قدم زدن به بیرون می برم ،ما کنار دریاچه می نشینیم و سنگ داخل آب می اندازیم و فقط با هم حرف می زنیم.
گزارشگر:چیزی که توفکر می کنی عمیق ترین عشقی است که یک نفر می تواند حس کند؟آیا این را احساس کرده ای؟
مایکل جکسون:واو؟ من فکر می کنم این واقعا مسئله مهمی است. آیا من عمیق ترین عشق را احساس کرده ام؟من نمی دانم عمیق ترین عشق چه خواهد بود .]مکث طولانی[ و سوال جالبی بود ] برای چند لحظه سوال را تکرار می کند[ من خیلی خیلی زیاد عاشق فرزندانم هستم و من همیشه به چشمان آن ها نگاه می کنم و می گویم این مهم ترین چیز است.



